گزارش برنامه درختکاری جمعیت داوطلبان سبز – اسفند ۱۳۹۴

زمان برگزاری: آدینه ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ – از ساعت ۷ تا ۱۳

مکان برگزاری: منطقه عمومی تلو (حوزه سد لتیان)

تعداد شرکت کنندگان: ۱۶۰ نفر

تعداد نهال های کاشته شده: بالغ بر ۵۰۰ اصله

گروه اجرایی: کانون جوانان جمعیت داوطلبان سبز

تهیه کنندگان گزارش: فرینوش میرزایی و محبوبه فتحی

متن بیانیه: شهریار عیوض زاده

نقشه اینفوگرافی منطقه: سعیده جعفری

زیباتر از درخت در اسفندماه چیست
بیداری شکفته  پس از شوکران مرگ

زیباتر از درخت در اسفندماه چیست
زیر درفش  صاعقه  و  تیشۀ  تگرگ

زیباتر از درخت دراسفندماه چیست
عریانی و رهایی  و تصویر بار و برگ

و خدا گیاه را آفرید و آن را به ریشه و ساقه و برگ جان بخشید.
گیاه در باور اسطوره ای ایرانیان با زندگی آدمی پیوندی ناگسستنی داشته است و نخستین زن و مرد گیتی از دو ساقۀ به هم تنیدۀ گیاه ریواس آفریده شده اند، از گیاهان تغذیه کرده اند، بالیده اند و بدین گونه نژاد آدمی ادامه یافته است.
زرتشت با خود از بهشت ۲ نهال سرو آورد و به دست خود آنها را در کاشمر و فریومد کاشت و بدین گونه تقدس، کاشتن و حفاظت از درخت را به مردم آموخت و این سنت در میان ایرانیان ادامه یافت. پس از آن که متوکل عباسی توصیف سرو به روایتی هزار و چهارصد سالۀ کاشمر را شنید و دستور داد آن را ببرند و نزد او برند، کاشمریان حاضر شدند همۀ ثروت خود را بدهند تا فرستادگان متوکل از این کار دست بکشند و شوربختانه آنان نپذیرفتند!
همچنین میان برخی چهره های اسطوره ای و گیاهان، پیوندی نمادین وجود داشته است؛ برای مثال، از خون “سیاوش” پس از کشته شدن ناحق، گیاهی رویید و بدین نحو زندگی او در گیاه ادامه یافت. همچنین،کهن ترین کتاب تمثیلی عصر پارت ها با نام “درخت آسوریک” در بیان فواید بسیار درخت برای آدمیان بوده و از زبان خود درخت نوشته شده است.

بسیاری از پهلوانان در شاهنامه به درخت تشبیه شده و کار و کرداری گیاهی یافته اند. فضای شاهنامه و در نتیجه تاریخ و فرهنگ ایران آکنده از درختانی است که هر کدام با دیرینگی خاصی از رمز و رازی دیگر گونه حکایت دارند.

در باورهای دینی ما نیز حضرت آدم با خوردن از “درخت معرفت” به زندگی بینا شد و پس از هبوط به زمین، درخت را پاس داشت؛ فرزندان او نیز بویژه در مناطق کویری و خشک آن را اساس ادامۀ زندگی یافته و به قداست و اهمیت آن اعتقاد پیدا کرده اند. از این روست که تبار و دودمان انسان ها را با شجره نامه نشان می دهند. درخت در معابد نیز قداست و حرمت بسیار داشته و به نام “درخت مراد” نامیده شده. همچنین خداوند با موسی در قالب درخت سخن گفته و در تنگنای تنهایی مریم هنگام تولد عیسی، درخت با نثار کردن میوۀ خود به او یاری رسانده است.
کوتاه سخن آن که، حضور درختان مقدسی از جمله “سدر المنتهی”، “طوبی”، “درخت کیهانی” و “همه تخمه” در باورهای ملی و دینی ما نشان از قداست و اهمیت بی چون و چرای این نعمت آسمانی در طول تاریخ  و رسالت انسان ها برای کشت، پرورش و حفاظت از آن بوده است. کاشت و نگهداری از درختان در میان ایرانیان رسمی بسیار کهن بوده است؛ برای مثال، از زمان های بسیار دور هر ایرانی در باغچه یا باغ خانۀ خود باید درخت مورد می کاشت؛ زیرا این درخت همیشه سبز، در دیدگاه برخی رمزی از آفرینش آغازین آب و “ایزد بانوی ناهید” و همچنین ویژۀ “اهورامزدا” بوده است.
در سرزمین پهناور و چهار فصل ایران در کنار کشت درخت ،همواره یک نگرانی بزرگ به دلیل کم آبی وجود داشته است. ما نگرانیم، نگران زمین تشنه و در حال خشک شدن وطنمان، کم آبی رودها، برکه ها و دریاچه ها، نادیده گرفته شدن ارزش آب، سبزه و درخت؛ زیرا ارزش ها و باورها به تقدس درخت، جنگل و باغ در این مرز و بوم، بی رمق شده وبسترهای حیاتی، قربانی برج ها و آسمان خراش های ساختۀ دست انسان هایی شده است که قلبشان برای آب و آبادانی نمی تپد.
عزیزان و همراهان سبز من، بیایید با هم همدل شویم و پیمان ببندیم قدر آب، درخت و طبیعت زیبای ایران زمین را بیشتر بدانیم، پاس دار ارزش ها و باورهای نیاکانمان باشیم و درآموزش آن به دیگران بکوشیم.
درود فراوان بر شما. دلتان، جانتان و باورهایتان همواره سبز باد و خداوند آب و درخت نگهدارتان.

941214-derakhtkari-04


بیانیه درختکاری جمعیت داوطلبان سبز، 
اسفند ۹۴

آیا خبر داری؟
که زمین به دست ما تب کرده و از دور دست در مریخ آب دیده‌‌ایم.
روزنامه‌ها نوشته‌اند که با چنین تلخْ طنزی، نامزد شایسته زَهرخند سُربین روزگار گشته‌ایم.
از مریخ چندان خبری نیست اما صفحه‌ی زمین سوگنامه‌ای شده است از خبر آدم و حیوان و گیاهی که در رنج‌اند.
و تیتر اول صفحه هواشناسی نوشته که از تبِ زمینْ خشکبوم ما تفتان خواهد گشت.
دیوبَند بزرگ سبز در گرداگرد ما خواهد شکست.
و لشگر دیوان بیابان، سوار بر پشت اژدهایان چموش ریگزار، از میان دیوار فروریخته دیوبند به میان کوچه‌های ما خواهند رسید،
درِ هر خانه را خواهند کوفت،
کودک شادی را خواهند جُست،
دستش را گرفته و او را با خود خواهند برد.
آیا خبر داری؟!
یا همچنان در گوشه‌ی خویش سرگرم خواندن صفحه‌ی طنز روزنامه مانده‌‌ای؟
از جا بر خیز!
بگذار که خبر ما باشیم!
بگذار که در صفحه حوادث بنویسند که دیشب جمعی عاشق یا دیوانه‌، هر یک نهال سبز روشنی در دست، به میان تاریکْ کوچه‌های روزمرگی‌ آمدند و جار ‌زدند‌:
((هر روز بیشتر از پیش
هر کسی بیشتر از خویش
هر دست در دست هزار دست دیگر
داوطلب شویم تا پس بگیریم خانه‌هامان را از لشگر بیابان)).

ای داوطلب برای زیست‌بوم خویش
در این خشکسال
که دیگر چشمه‌ دهان گس‌شده‌ی سبزینه را نخواهد بوسید
بی سرودی، بی خروشی، پاک خواهد شد خط آواز از امتداد رود
باز زمین و آسمان از کنار هم خواهند گذشت،
اما همچون دو غریبه چشم‌هاشان در دیگر سو،
و دیگر ماجرای عاشقانه باران میانشان نخواهد بود

تو اما
در این خشکبوم
به رسم جمعیت عاشقان
نهال اُرسی سبز بر زمین بنشان
چرا که عاشقان
—حتی به وقت خشکسال—
همواره سخت‌جان‌ترین‌ها بوده‌اند،
با تلاشی
هر روز بیشتر از پیش،
هر کسی بیشتر از خویش،
هر دست در دست هزار دست دیگر.

941214-derakhtkari-03

941214-derakhtkari-02

941214-derakhtkari-05

دسته: اخبار و گزارش‌ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *