گزارش تصویری: پاکسازی پناهگاه حیات وحش سمسکنده

جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۹۰

تهیه کننده گزارش: هادی کاشانی

عکس ها: وجیهه جعفری، آرمین زاهدی


سرآغاز- شهریوری، چیرگی، توانایی
هفته اول شهریور است، تلفن زنگ می خورد، آن سوتر کسی تو را به رزم فرا می خواند، تو را و تمامی یارانت را!
رزم هم از همان رزم های قدیمی است، از آن نوع تن به تنی‌ها که دیگر تا حدودی منسوخ شده است، پس بدیهی است که پیشنهاد چنین آوردگاهی آن هم برای رزمی کاران کمی قدیمی تر، قلقلک آور باشد. شماره دورنگار را می دهم کمی بعد فراخوان عمومی ارسال شده است، به امضای رزمی، دکتر جواد رزمی- هماهنگ کننده برنامه پاکسازی مشارکتی جنگل!

پس از سرآغاز– تا روز موعود به سرعت می گذرد. پس از رایزنی اندکی با هم قطاران، عزم بر مشارکت جزم می شود. الباقی می ماند اطلاع رسانی، ارسال نشان جمعیت برای چاپ پوستر برنامه، ثبت نام و هماهنگی های مربوط به آن، دغدغه مبتنی بر تجارب قبلی طی گفتگوی تلفنی با رزمی و همکارانش مطرح می شود.
«بر سر زباله های جمع آوری شده چه خواهد آمد؟»
تا حدودی اطمینان خاطر می دهند!

در میانه راه– حرکت ساعت سی دقیقه بامداد جمعه بیست و پنج شهریور جنب مسجدالرسول میدان رسالت، سه دستگاه اتوبوس حدود صدوبیست نفر از تشکل های مختلف حضور دارند، کمتر کسی را می شناسم، اکثریت جوان داوطلبان نویدبخش می نماید.
یک بامداد توقف در پلیس راه جاجرود- یک و بیست دقیقه حرکت- یک و سی و شش دقیقه حامد از ابواب جمعی گروه یازده نفره ما، خود را در حالی که تازه با هواپیما از شیراز به تهران آمده بود با یک خودرو دربستی به ما می رساند، گروه تکمیل است.
در میان فضای آکنده از رخوت و خواب آلودگی ضمن هماهنگی جهت شاگرد شوفرهایی که تا صبح بیدار بمانند، چرتی می زنیم.
توقف شش و ده دقیقه بامداد اداره کل منابع طبیعی مازندران، استراحتی و عبادتی- شش و پنجاه و هشت دقیقه حرکت- نه صبح پارک جنگلی شهید زارع در مجاورت پناهگاه سمسکنده، صبحانه و نرمشی- نان و پنیر و بوی جنگل! پارک جنگلی نیز به نوبه خود زباله ناک است.

900627-1

پس از صبحانه– دکتر محمودی از جامعه جنگلبانان مازندران، مهندس هرمز محمودی مدیرکل محیط زیست مازندران و مهندس عباسعلی نوبخت مدیرکل منابع طبیعی طی بیاناتی نسبت به تشریح وضعیت زیست محیطی استان و ارتباط تنگاتنگ منابع طبیعی با جمعیت به ویژه سرریز جمعیتی استان تهران در ایام تعطیل و پایان هفته ها و پیامدهای ناگوار آن بر جنگل ها و سایر منابع می پردازند، در کل آنچه از کلام آقایان استنباط می شود، وخیم بودن اوضاع جنگل ها و منابع طبیعی به ویژه فقدان سامانه جمع آوری و دفع و امحاء بهداشتی و یا بازیافت زباله هاست. البته مهندس نوبخت شاعرپیشه و با روحی لطیف است که در وصف جنگل و جفاهای رفته بر آن از زبان خویش و جنگل شعرهایی زیبا می سراید، وی فرزند شهید و متولد ۲۴/۱۱/۱۳۵۰ است.
پس از فرمایشات- آقایان جهت اخذ گزارش های تکمیلی به همراه خبرنگاران راهی گوشه و کنار می شوند، ما سوار بر مرکب هایمان به سوی موقعیت پاکسازی.

900627-2

چیرگی بر سه دسته:
قبل از شروع  به کار، راهنمایان ضمن تقسیم کیسه هایی به رنگ مشکی، زرد و گونی سفید توضیحاتی می دهند که کیسه های مشکی مخصوص بطری های پت و پلاستیک های شفاف، گونی های سفید مخصوص شیشه ها و فلزات و کیسه های زرد ویژه سایر انواع پلاستیک ها می باشد و درخواست می کنند که همراهان منطبق با ایت دستورالعمل به تفکیک سه دسته مشخص شده زباله ها را مشخص کنند. به این ترتیب از ساعت نه و سی دقیقه پاکسازی عملاً شروع می شود، اما هرچه پیشتر می رویم جمع آوری بر مبنای الگوی پیشنهاد شده غیرممکن تر به نظر می رسد!
عرصه جنگلی مورد نظر در حاشیه جاده ای آسفالته قرار گرفته و به طولی بالغ بر هزار متر در سال های گذشته مرکز دپو و تخلیه زباله با وانت و یا کامیونت بوده است. سپس در طول زمان زباله ها تا عمق بیشتری از جنگل نفوذ کرده و پخش شده است. لایه لایه بر روی هم انباشته و پس از پاکسازی هر لایه ای، لایه ای دیگر از زیر خاک و برگ ناشی از خزان های پی در پی جنگل نمایان می شود، عجب تر اینکه به زودی متوجه می شویم
ماهیت اغلب زباله ها از یک جنس  و به احتمال زیاد مربوط به یک واحد بهداشتی و درمانی است، وجود بیمارستان روانی در ابتدای ورودی جاده منطقه این گمان را قوت می بخشد، به هرحال آنچه از دل جنگل بیرون می کشیم، ترکیبی است شامل: ظروف یک بار مصرف رستورانی مانند ظروف ماست کوچک، لباس های فرم، سرنگ، آمپول، بسته بندی های دارو و برگ رادیولوژی و … که در نتیجه به نظر غیرقابل بازیافت می باشند. کیسه های زرد پی در پی پر می شود اما برای کیسه های مشکی زباله ای در کار نیست. کم کم دیگران نیز به این نتیجه رسیده اند و زباله ها درهم داخل هر کیسه یا گونی دم دستی پر می شود، ناامید از بازیافت یا فرجام قابل تبدیل  برای زباله های جمع آوری شده!
اینک به یاد سه قسم چیرگی می افتم: ۱- چیرگی انسان برخویش ۲- چیرگی انسان بر طبیعت ۳- چیرگی انسان بر فرازستان
آیا ما که در کار شناخت خویش مانده ایم، اینگونه ادعای چیرگی بر طبیعت و کره خاکی را داریم؟ آیا قرار بود پیامدهای چیرگی ما بر طبیعت اینگونه باشد؟ وای بر ما و وای بر روزی که به فضای خارج کره زمین چیره گردیم!

900627-3

900627-4900627-5

پس از چیرگی:
حوالی ۱۲:۳۰ خستگی حاصل از عملیات پاکسازی بر عموم مستولی گردیده، انصافاً که محیط بانان و نیروهای منابع طبیعی و محیط زیست هم از خود همت و غیرتی در خور نشان داده و پا به پای ما در کارند، تعدادی تشکل استانی نیز در میانه برنامه به ما پیوسته اند و کل منطقه از یک نگاه بیرونی، دیگر منظری از بستر جنگل دارد و تلنبار زباله ها که با یک دستگاه وانت نیسان زباله جمع کن در حریم منطقه دپو می شود. حجم قابل توجهی است، شاید حداقل ۵ تا ۷ تن زباله باشد، با پیش فرض ظرفیت سه تن وانت نیسان و ۱ تا ۲/۱ تن حجم زباله خشک برای هر نیسان حداقل پنج تا هفت بار خودرو پر و خالی شده است!
اختتامیه با دعوت از حاضرین به سرعت شکل می گیرد، البته فضا و جمعیت زیاد در وضعیت رسمی و منسجمی نیستند، مدیران استانی و تشکل ها و مجری برنامه یک به یک ضمن تشکر و بیان دغدغه های خویش حاضران را بهره مند می کنند، و رزمی از زبان باکتری ها و میکروارگانیسم ها و روباه های جنگل از همه تشکر می کند، مهندس محمودی تشکل ها را به جهت حل عملیاتی مشکل زباله ها در استان و تلاش در جهت سرمایه گزاری ترغیب می نماید، اشعار پایان بخش رسمی برنامه است، و ما پس از گرفتن عکس یادگاری روانه مرکب هایمان می شویم. دقایقی بعد مدیرکل محیط زیست استان در موقعیت پاسگاه ورودی پناهگاه حیات وحش ضمن نمایش مرال هایی در محدوده فنس کشی شده، پذیرای ماست. عزیزان تدارک ناهار نیز دیده اند، قسمتی از خوراکی های همراهمان باد می کند.

900627-6

900627-7

در بازگشت– پس از گرفتن تصاویر یادگاری گروهی بالاخره ساعت ۱۵:۵۰ به سوی راه حرکت می کنیم، ۱۶:۰۵ ساری، ۱۶:۳۳ ورود به جاده فیروزکوه، ۱۹:۰۰ پلیس راه فیروزکوه، ۲۱:۳۰ ورود به بزرگراه پردیس – تهران و ۲۱:۴۷ ورود به بزرگراه شهید بابایی، دیگر تهرانیم!

نقاط قوت:

  • تقریباً زمان بندی برنامه مناسب بود
    •    برنامه بدون حادثه ویژه ای انجام پذیرفت
    •    از لحاظ فصل و شرایط جوی و درجه حرارت در بهترین زمان ممکن بود
    •    اتوبوس ها مناسب بود، راننده اتوبوس نارنجی فوق العاده بود (مسلط به خودرو و راه، غیرسیگاری و خوش مشرب)
    •    همکاری مسوولان استانی مناسب بود
    •    حجم قابل توجه ای از زباله ها جمع آوری و از عرصه ای از طبیعت کاملاً پاکسازی شد
    •    نحوه همراهی، همکاری و مشارکت داوطلبان تشکل ها مناسب بود
    •    هزینه برنامه برای داوطلبان تقریباً صفر و هزار تومان صرفاً جهت بیمه افراد بود

فرصت ها:
•    امکان همکاری و اجرای برنامه های مشابه در استان مازندران مهیاست
•    تشکل ها در ظرفیت مناسبی ظاهر شدند که امکان برگزاری برنامه های مشارکتی را قوت بخشید
•    تشکل ها تا حدودی با ظرفیت های خویش و برنامه های مشارکتی آشنا شدند

نقاط ضعف:
•    مسافت مقصد برنامه نسبت به مبداء تهران و جهت یک برنامه یک روزه طولانی و مستهلک کننده بود
•    معارفه ای رسمی بین تشکل ها در طول برنامه صورت نگرفت
•    در اتوبوس ها نماینده و یا راهنمایی از سوی تشکل دعوت کننده حضور نداشت
•    مکان جمع آوری زباله ها از لحاظ نوع (زباله های عفونی و خطرناک) و میزان زباله نامناسب و غیربهداشتی بود.
•    برنامه تفکیک زباله ها عملیاتی نبود
•    نفهمیدیم بر سر زباله ها چه آمد؟ تلویحاً اعتراف شد که از جایی به جای دیگر ریخته می شود
•    مکان پاکسازی و برنامه رویکردی نمادین برای عموم مردم و یا رهگذران نداشت
•    مجری برنامه مشخص و پررنگ نبود، مثلاً نقش آقای عبیری اغلب پر رنگ تر و جایگاه ایشان مبهم بود (همکاری از طرف ان جی او دعوت کننده، و یا خبرنگار و یا هماهنگ کننده کل برنامه)
•    تعداد نفرات شرکت کننده از طرف تشکل ما به نظر رضایت بخش نبود
•    فضای کاری و روانی تشکل های تهران و تشکل های استانی بسیار متفاوت و ناهمگون بود

تهدیدها:
•    شاید با توجه به جو حاکم بر کل برنامه مسوولین حکومتی نسبت به تکرار برنامه های مشابه احساس خطر یا امتناع نمایند
•    در صورت در نظر نگرفتن تمهیدات معنوی لازم برای چنین برنامه هایی و یا تقویت بنیه اجرایی برنامه ها داوطلبان شرکت کننده در برنامه ریزش خواهند کرد

دسته: اخبار و گزارش‌ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *